مؤلف مجهول

487

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

عتاب‌آميزى « 1 » شنيدم ، من‌بعد به خداى تعالى توبه كردم كه تو در خدمت من نباشى ، بلكه واجب آن مىنمايد « 2 » كه من در خدمت تو باشم . پدرش گفت : اى فرزند ! روا بود كه ترا به خدمت رنجه دارم ، اگر مرا قبول ندارى خادمهء صالحه ( اى ) تعيين كنم « 3 » . آن بود كه كنيزك « 4 » صغيره ( اى ) به خدمت وى تعيين كرد و خود به موافقت فرزند خود به عبادت « 5 » مشغول شد . هرچند سعى كرد « 6 » كه برابرى كند نتوانست ، زيراكه پدرش هر شب سيصد ركعت نماز ادا مىنمود و اين وليه صد ركعت بر وى مىافزود . و چون « 7 » مدتى برين گذشت ، از هر حادثه و واقعه از عالم غيب آوازى به گوش او آمدن گرفت ، آنگاه قولاقليغ‌آنا نامش كردند ، از آن باز به اين نام شهرت گرفت . روزى نشسته بود كه از شهادت پدرش خبر يافت ، يعنى « 8 » آوازى به گوش وى آمد كه : اى مريم ! هوش دار كه بعد از شش ماه پدر تو شهيد خواهد شد ، و تو نيز به او موافقت خواهى نمود . ازين ممر اندوهگين مباش كه از صد هزار يكى را اين دولت ميسر گردد . بدانكه روز « 9 » قيامت آمنا به و صدقنا شهدا را مرتبهء شفاعت حق سبحانه و تعالى كرامت كند ، كه مرتبهء انبياء عليهم السلام است . چون اين بشنيد ، بسى خوشحال شد . درين « 10 » حين پدرش نزد او آمد و گفت : اى فرزند ! خوشحال مىبينمت . مگر مژدهء خيرى « 11 » رسيد ؟ گفت : آرى ! پدرش گفت : چه شدت ؟ گفت : اى پدر ! خبر شهادت رسيد بعد از شش ماه ديگر كه « 12 » بهترين مراتب است خواهد به وقوع آمدن . پدرش گفت : اى فرزند ! مرا هم به خود توفيق دهى و موافق گردانى يا نى ؟ گفت : اى پدر ! شهادت من به موافقت شهادت « 13 » تست ، اما به تو مشافهة نتوانستم گفتن . پدرش اين سخن بشنيد ، گفت : چه خوش خبرى ! آن بود كه استعداد شهادت كرد تا آنكه شش ماه شد . روزى خبر دشمن دررسيد . بزرگوار لشكر كشيد و پيش باز برآمد و جنگ آراست . شش هزار كافر را به جهنم فرستاد ، و آخر خود به مرتبهء شهادت مشرف شد . و بىبى را ازين واقعه خبر رسيد . از سر بىاختيارى به جمعى از دختر خانمها روان « 14 » شد و « 15 » به نصف راه رسيده بود كه جمعى از كافران پيش آمدند . و بىبى مريم در لباس مردان شد . و سلاح غزات پوشيد ، و دختران را نيز پوشانيد و به

--> ( 1 ) - الف : عطاب‌آميزى ، ب : - عتاب‌آميزى ( 2 ) - ب : نباشى . مناسب آنست كه ( 3 ) - ب : + كه در خدمت تو باشد ( 4 ) - ت : كنيزكى ( 5 ) - ب ، ت : + حق سبحانه و تعالى ( 6 ) - ب : هر سعى كه ( 7 ) - الف ، ت : - و چون ( 8 ) - ب : + از هاتف غيبى ( 9 ) - ب : روزى ( 10 ) - ب : در ( 11 ) - ب : خير ( 12 ) - ب : + آن ( 13 ) - الف : - شهادت ( 14 ) - ب : روانه ( 15 ) - ب : - شد و